پیوند شعر و موسیقی آوازی استاد حسین دهنوی

انواع موسیقی آوازی و تعاریف آن

موسیقی آوازی از بنیادی ترین انواع موسیقی متداول جهان است که از پیوند آواز با کلام حاصل می شود و هر ملتی بنا به گذشته ی تاریخی و ادبیات و شعر و موسیقی خود، با آن مانوس است.
شاید بدان سبب است که در ایران شعر رواج بیشتری داشته و فرم های گوناگون موسیقی سازی کمتر معمول بوده است و نیز به علل تاریخی دیگر، موسیقی آوازی که به همراه شعر عرضه می شود اهمیت زیادتری یافته است؛ از این رو ما به بخشی از موسیقی کلاسیک ملی (موسیقی سنتی) خود، نام “آواز” نهاده ایم.

پیوند شعر و موسیقی آوازی استاد حسین دهنوی

 

چنان که می گوییم: آواز دشتی، آواز ابوعطا، آواز افشاری، آواز بیات ترک، آواز بیات اصفهان؛ این در حالی است که اگر موسیقی سنتی با ساز تنها و بدون خواننده هم اجرا شود همچنان “آواز” نامیده می شود؛ زیرا در حقیقت این موسیقی و حتی دستگاه های ردیف آن نیز هر یک مجموعه ای از موسیقی آوازی است که به وسیله ی ساز اجرا می شود.
نوع دیگری از موسیقی آوازی ما که در سال هایی نه چندان دور بسیار رایج بوده،”تصنیف” و”ترانه” است که تا حدی زیاد در ساخت آن ها به شکل های مختلف به ویژه از نظر کمیت زیاده روی شده و به لحاظ کیفیت نیز اغلب در سطح پایینی قرار دارند؛ ضمن این که آثار ماندگار نیز کم و بیش در بین آن ها وجود دارد.
در این هر دو نوع موسیقی ایرانی (آواز سنتی و تصنیف)، شعر و موسیقی آوازی، دو رکن اساسی و جدایی ناپذیرند و هر یک از این هر دو هنر، ضمن استقلالی که دارند نمی توانند به تنهایی نشان دهنده و نمودار موسیقی آوازی ما باشند.
اگر شعری با ارزش به آهنگی درآید که با آن همخوانی نداشته باشد، علاوه بر این که اثر تازه و با ارزشی به وجود نیامده بلکه اعتبار شعر نیز از بین رفته است. همچنین اگر برای نغمه ی زیبایی، شعری بسرآیند که ارتباط حرکات، پستی و بلندی و دیگر ویژگی های موسیقی آوازی در آن رعایت نشده باشد، زیبایی ملودی و ارزش موسیقایی آن از دست رفته است. بنابراین در هر دو صورت، رعایت خصوصیات و موقعیت هر یک از این هنرها برای پیوند با دیگری لازم و ضروری است و از این جا می توان به ارزش و اهمیت رعایت قواعد پیوند شعر و موسیقی آوازی پی برد.
البته همان طور که هر رشته ای قواعد و فنونی دارد که رعایت و به کارگیری آن ها برای رسیدن به هدف اصلی لازم است، برای پیوند شعر و موسیقی آوازی نیز اصول و قانون مندی های خاصی وجود دارد که باید افزون بر داشتن ذوق سلیم و درونمایه ی هنری، آن ها را آموخت و به کار گرفت تا اثری دلپذیر به وجود آید.
سرود” نیز نوعی موسیقی آوازی است که در آن، برای ایجاد تاثیر بیشتر در شعر، موسیقی به یاری کلام می رود و بی گمان به دلیل همین ویژگی بوده است که در سال های دهه ی شصت، بنابه شرایط زمان، به کارگیری آن در ایران به مبالغه و گزافه کشانده شد و هر نوع موسیقی سره و ناسره با نام “سرود” به کار گرفته شد. بی شک در شکل واقعی سرود که نوعی مارش با کلام است و رواج جهانی دارد، باید اصول و قواعد پیوند شعر و موسیقی آوازی رعایت شود تا کلام تاثیر بیشتری داشته باشد.
این نکته را نیز نباید فراموش کرد که تنها رعایت قواعد و اصول، اثر زیبا و ارزشمند به وجود نمی آورد، بلکه ذوق سلیم و جوهر درونی هنرمند است که پایه و اساس آفرینش های هنری قرار می گیرد و فن، همچون ابزاری برای بیان هر چه بهتر احساسات هنرمند به کار گرفته می شود و باید آن را به خدمت اندیشه و ذوق سلیم گرفت تا نتیجه ی مطلوب به دست آید.
در حقیقت ذوق و فن در آفرینش های هنری لازم و ملزوم یکدیگرند و بی شک، ذوق پرورش یافته با توانمندی و استحکام بیشتری می تواند خالق اثر هنری باشد.

رسول رهو؛ خواننده، مدرس و پژوهشگر موسیقی و زبان و ادب پارسی

 

 

پاسخ دهید

پانزده − 5 =